تبليغاتX
دخترانه

دخترانه



  بهترین حکومت، سلطنت و فرمانروایی بر قلب هاست.          « ناپلئون بناپارت »

 

« ترس یا عشق »

  وقتی ناپلئون از جزیرۀ آلپ بازمیگشت متوجه شد روزنامه های پاریس از روز حرکت تا روز ورودش به پایتخت این طور نوشته اند:

  روز اول: طبق اخباری که به ما رسیده باز هم این غول بی شاخ و دم از پناهگاه خود بیرون آمده و قصد آشامیدن خون ملت را دارد.

  روز دوم: اخبار حاکی از این است که ببر خون آشام در سواحل مملکت از کشتی پیاده شده است.

  روز سوم: بنا به خبری که داریم، قاتل فرانسویان به شهر گرونویل رسیده است.

  روز چهارم: بر طبق گزارش های رسیده ناپلئون به شهر پاریس نزدیک می شود.

  روز پنجم: آخرین خبر این است که امپراطور به فونتن رسیده اند.

  و بالاخره روز آخر: بشارت به فرانسویان عزیز! اعلیحضرت همایونی ناپلئون کبیر امپراطور عظیم الشأن به پاریس وارد شدند و در دفتر سلطنتی نزول اجلال فرمودند.

پنجشنبه دهم دی 1388

+ نوشته شده در پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 11:36 به قلم فاطمه و آناهیتا
سلام به همه دخترای گل

 

می بینم که کم کم ردپاهاتون داره می یاد

--------------------------------------------

ای بابا دی ماه امد و ۱۰ دی امتحانات ما هم شروع شد .....

برای ما  که همه پشت سره اصلا وقت نذاشتن  چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

امید وارم همه امتحاناشونو خوب بدن  

==================

خوب دخترا نمی خواهین یه موضوع بگین  

دوست دارین درباره ی چی صحبت کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بابا مثلا اینجا جای شماست ....

 

سه شنبه هشتم دی 1388

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم دی 1388ساعت 20:16 به قلم فاطمه و آناهیتا
  به به به سلاااااااااام! حال شما احوال شما؟!

  رد پای دختر خانوما رو کم می بینم توی این وب...بابا اینجا وبلاگ خودتونه، مخصوص خودتونه! پس چرا نمیاین نظر بدید؟! چرا نمی یاین با هم صحبت کنیم؟! چرا دلنوشته ها تونو نمی گین و نظراتتونو راجع به اینجا و بهتر شدنش به ما ارائه نمی دین؟!

  اما ما هنوزم منتظریما!

  زود باشید دیگه! عجله کنین!

جمعه چهارم دی 1388

+ نوشته شده در جمعه چهارم دی 1388ساعت 16:48 به قلم فاطمه و آناهیتا

 

 

باز حنجره ها تنگ است و ناله ها خشکیده در چشمهای سرد

باز نم نم اشکهای دلم در درون خونابه می شوند در جوششی خموش و بی صدا

باز  همه ی وجودم زمزمه می شود و زبان باز می کند چه بی صدا

باز  اندام ظریفم می کشد بدوش بار سنگین روزهای مردگی را در زمین چه استوار

باز سرخ می شود ز سیلیش این چهره ی درد کشیده و خسته از خزان ِ انتظار

باز سوسو ی چشمان بیمارم بدنبال ستاره ات می گردد تا جلوه ی جمالت سرمه ای شود برای دردهایش

باز می تپد دلم در مردگیهایی که فریاد زندگی سر می دهند در لابلای ورقهای زمان تا فقط مگر تو زنده کنی و جان بخشی

باز فریادها بر بام خانه ها سکوت شده اند تا فرو ریزند و یا فریاد شوند بر بلندای دلهای منتظر

باز ستاره خسته است از زمان و ره پیمودنهای شبانه ای که سرد است بی تو چون مردن و باز هم صدایت نمی اید ، خودت نمی ایی ، ستاره ات چشمک نمی زند و اشکهای ستاره بر گونه هایش می خشکد و در خود گم می شود تا انهنگام که تو را بیابد  

ای بهترین انتظار ، منتظرت می مانم ...

سه شنبه یکم دی 1388

+ نوشته شده در سه شنبه یکم دی 1388ساعت 19:22 به قلم فاطمه و آناهیتا

> بعضي از آدم‌ها جلد زرکوب دارند
> بعضي جلد ضخيم
> بعضي جلد نازک.
> بعضي از آدم‌ها با کاغذ کاهي چاپ مي‌شوند و بعضي با کاغذ خارجي.
> بعضي از آدم‌ها ترجمه شده‌اند و بعضي از آدم‌ها تجديد چاپ مي‌شوند و بعضي فتوکپي آدم‌هاي ديگرند.
> بعضي از آدم‌ها با حروف سياه چاپ مي‌شوند و بعضي از آدم‌ها صفحات رنگي دارند.
> بعضي از آدم‌ها تيتر دارند و روي پيشاني بعضي از آدم‌ها نوشته اند :
> 'حق هرگونه استفاده محفوظ و ممنوع است'
> بعضي از آدم‌ها قيمت روي جلد دارند،
> بعضي از آدم‌ها با چند درصد تخفيف بفروش مي رسند.
> بعضي از آدم‌ها را بايد جلد گرفت،
> بعضي از آدم‌ها را مي شود توي جيب گذاشت.
> بعضي از آدم‌ها نمايش‌نامه‌اند و در چند پرده نوشته مي‌شوند
> بعضي از آدم‌ها فقط جدول و سرگرمي هستند و
> بعضي معلومات عمومي.
> بعضي از آدم‌ها خط‌ خوردگي دارند و بعضي غلط چاپي دارند.
> از روي بعضي از آدم‌ها بايد مشق نوشت
> و از روي بعضي از آدم‌ها بايد جريمه نوشت.
> بعضي از آدم‌ها را بايد چند بار بخوانيم تا بفهميم
> و بعضي از آدم‌ها را بايد نخوانده دور انداخت

دوشنبه سی ام آذر 1388

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 23:5 به قلم فاطمه و آناهیتا
 

 

وب دنیای دخترانه شروع به فعالیت می کند ......

 

منتظره نظراتون هستیم

یکشنبه بیست و نهم آذر 1388

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 22:10 به قلم فاطمه و آناهیتا

 

فرارسیدن ایام ماه محرم را به همه عاشقان حضرت تسلیت می گوییم....................

 

التماس دعا

یکشنبه بیست و نهم آذر 1388

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 22:8 به قلم فاطمه و آناهیتا
  سلام به همۀ دخترای گلی که عاشق این دنیای دخترونه شون هستن!

  دخترای گل من ازتون یه سوال دارم! اول شما جواب بدید بعد من!

  از نظر شما ما در چه مواقعی واقعا ً لذت می بریم؟!

  گاهی اوقات چه اتفاقی میفته که ما اسم لذت رو روش می ذاریم؟!

  منتظر جوابها از سوی دنیای قشنگتون هستم

                                                                                   (آناهیتا)

سه شنبه سوم شهریور 1388

+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 22:43 به قلم فاطمه و آناهیتا

  سلام!

  به وبلاگ دنیای دختران خوش اومدید!

  من (آناهیتا) به همراه دوست عزیزم (فاطمه)، این وبلاگ رو راه اندازی کردیم تا بیشتر در مورد دختران و رفتار و سلایق و علایقشون، خوبیها و بدیهاشون با شما دوستان عزیز، که صد البته دختر هستید (!) صحبت کنیم.

 خوشحال میشیم که ما رو در این وبلاگ همراهی کنید و در این بحث شرکت کنید و نظراتتون رو ارائه بدین

  البته لازم به ذکره که ما گاهی اوقات مطالب متفرقه هم در این وب قرار می دیم.

  پیشاپیش از همکاریتون سپاسگزارم!

  " زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است

                                               تا در آن دوست نباشد، همه دلها خسته است "

  فعلا خدانگه دار!

 

شنبه سی و یکم مرداد 1388

+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 11:33 به قلم فاطمه و آناهیتا
تنبیه در هنگام خشم ، اصلاح نیست بلکه انتقام است . مونت نین


تا از قلب دشواریها گذر نکنی هرگز توان و قدرت نیابی. کولین مک کارتی


دیوان که فرمانروا و دست دراز شدند سخن از نیکی را هم  باید مانند راز گفت . فردوسی خردمند


مردی نه اینستکه حمله آورد ، بلکه مردی آنستکه در وقت خشم خود را بر جای بدارد و پای از حد انصاف بیرون ننهد . سعدی


كاميابي تنها در اين است كه بتواني زندگي را به شبوه خود سپري كني. كرستوفر مورلي


کسیکه فقط یک دین را می شناسد دین دار نیست . ماکس مولر

پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 15:9 به قلم فاطمه و آناهیتا
Blog Skin